زنگیانه

کلمه‌ی «زنگیانه» در فارسی صفتی نسبی است که برای توصیف ویژگی‌هایی مانند سیاهی و مجعد بودن مو یا سیاهی خال به کار می‌رود و در متون کهن ادبی به چشم می‌خورد. این واژه در مقابل «رومیانه» قرار می‌گیرد و نشان‌دهنده تضاد زیبایی یا رنگ در صفت‌های ظاهری انسان است. شاعران و نویسندگان کلاسیک فارسی، از «زنگیانه» برای ایجاد تصویر دقیق و شاعرانه استفاده کرده‌اند و به کمک آن می‌توانند ویژگی‌های ظاهری افراد را به صورت مجسم و زنده بیان کنند. به عنوان مثال، در اشعار کلاسیک، «زنگیانه» به سیاهی و جاذبه‌ی خال یا زلف اشاره دارد و به تقویت زیبایی و جذابیت فرد کمک می‌کند. از نظر معنایی، این واژه با مفاهیمی مانند سیاه و مجعد بودن یا سیاهی خال هم‌معنی است و نقش صفتی و توصیفی آن در متن بسیار برجسته است. کاربرد «زنگیانه» عمدتاً در متون ادبی و شعری است و کمتر در مکالمات روزمره دیده می‌شود، اما جایگاه مهمی در توصیف‌های ادبی دارد.

لغت نامه دهخدا

زنگیانه. [ زَ گیا ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) مقابل رومیانه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). سیاه و مجعد در صفت زلف و سیاه در صفت خال:
اگرچه موی بودش زنگیانه
چنان چون بود چشمش جادوانه.( ویس و رامین ).خاقانی است هندوی آن هندوانه زلف
و آن زنگیانه خال سیاه مدورش.خاقانی.رومیانه روی دارد زنگیانه زلف و خال
و آن کمان ابروانش بین که باشد پرعتیب.سعدی.رجوع به زنگ و زنگی شود.

جمله سازی با زنگیانه

💡 من چو هندو نیم مرا از بخت طرب زنگیانه می نرسد

💡 سوخته بید و باده‌بین رومی و هندویی بهم عشرت زنگیانه را برگ و نوای تازه بین

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
بشنیدن یعنی چه؟
بشنیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز