فرهنگستان زبان و ادب
{timer} [فیزیک] مدار یا وسیله ای که برای واپایش عملکرد مدار یا وسیلۀ دیگری به کار می رود
{timer} [فیزیک] مدار یا وسیله ای که برای واپایش عملکرد مدار یا وسیلۀ دیگری به کار می رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هماندر زمان پای کردش به بند ز دستور و گنجور نشنید پند
💡 هم اندر زمان پای کردش ببند که از بند گیرد بداندیش پند
💡 کنون یک زمان پای دار اندکی نه بر دست انگشت باشد یکی
💡 در تصاریف زمان پای بیفشار چو کوه تا ترا طرف کمر لعل و زمرد باشد
💡 چو بشنید زو شهریار بلند هم اندر زمان پای کردش ببند