لغت نامه دهخدا
زغازه. [ زَ زَ / زِ ] ( اِ ) نان گاورس. ابوشکور بلخی گفته... ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).نان ارزن و گاورس. ( ناظم الاطباء ). || به معنی گلگونه نیز در برهان آورده. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به زغاره شود.
زغازه. [ زَ زَ / زِ ] ( اِ ) نان گاورس. ابوشکور بلخی گفته... ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).نان ارزن و گاورس. ( ناظم الاطباء ). || به معنی گلگونه نیز در برهان آورده. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به زغاره شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر روی او زغازه و از موی بر شده یکجای گل گل است و دگر جای خار خار