زرعگاه

مترادف‌ها

مزرعه، کشتزار، زمین کشاورزی

لغت نامه دهخدا

زرعگاه. [ زَ ] ( اِ مرکب ) زرعگه. کشتزار. محل کشت. جایی که در آن کشت کنند. روستا:
یکی از مقیمان آن زرعگاه
چنین گفت بعد از زمین بوس شاه.نظامی.

جمله سازی با زرعگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی از مقیمان آن زرعگاه چنین گفت بعد از زمین بوس شاه

💡 کشاورزان در دهکده‌های دورافتاده با استفاده از ابزارهای سنتی و با تلاش بسیار زیاد، تمام زمین‌های زرعگاه را برای فصل کاشت جدید آماده می‌کنند.

💡 گسترش وسیع مناطق زرعگاه در دشت‌های مرکزی کشور باعث شده است که تولید محصولات استراتژیک مانند گندم به میزان قابل توجهی افزایش یابد.

💡 با توجه به خشکسالی‌های مداوم در سال‌های اخیر، مدیریت صحیح منابع آبی برای حفظ حیات هر زرعگاه در این منطقه بسیار حیاتی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران