ریشخوار
مترادفها
تمسخرکننده، مسخرهکننده
متضادها
ستایشگر، احترامگذار
لغت نامه دهخدا
ریشخوار. [ خوا / خا ] ( اِخ ) دهی از بخش چاپشلو شهرستان دره گز. دارای 1061 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول عمده آنجا غلات و بنشن و صنایع دستی آنجا قالیچه بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جمله سازی با ریشخوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریشخوار روستایی است از توابع بخش چاپشلو و در شهرستان درگز استان خراسان رضوی ایران.