لغت نامه دهخدا
ریزا. ( نف ) ریزان. ( ناظم الاطباء ).
- ریزا کردن؛ ریزاندن. ریختن. پاشیده و ریزان کردن:
سیم را گر بسرشد بر یکدگر آتش همی
چون هم آتش مر سرشته سنگ را ریزا کند.ناصرخسرو.
ریزا. ( نف ) ریزان. ( ناظم الاطباء ).
- ریزا کردن؛ ریزاندن. ریختن. پاشیده و ریزان کردن:
سیم را گر بسرشد بر یکدگر آتش همی
چون هم آتش مر سرشته سنگ را ریزا کند.ناصرخسرو.
ریزان. ریزا کردن. ریزاندن
شهر ریزا ( به آلمانی: Riesa ) در ایالت زاکسن در کشور آلمان واقع شده است.
ریِزا (Riesa)
شهری در ایالت (لاند)ساکس، در آلمان، بر ساحل رود الب، به فاصلۀ ۴۰کیلومتری شمال غربی درسدن. جمعیت آن ۴۲,۷۰۰ نفر است (۱۹۹۵). ریزا رودبندر است و صنایع تولید ابزار فنی، شیشه سازی، لاستیک سازی، و فرآوری مواد غذایی دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق گفته ریزا شِر، رئیس کمیته محافظت از کودکان وزارت آموزش و پروش قزاقستان، کاراهای گوناگونی در بالا بودن نرخ خودکشی جوانا در این کشور دخیل هستند که از آن میان میتوان به این موارد اشاره کرد:
💡 خیز ای مه و سازگیر و بربط ریزای بت ساده باده در بط
💡 سیم را گر به سر شد بر یک دگر آتش همی چون هم آتش مر سرشته سنگ را ریزا کند