لغت نامه دهخدا
روسنگ. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از بخش بجستان شهرستان گناباد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و ارزن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
روسنگ. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از بخش بجستان شهرستان گناباد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و ارزن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر مرد عشقی درد جو خاکی شو و گلها بروی بیدردی ار خواهد دلت روسنگ شو روسنگ شو