روز عرض

لغت نامه دهخدا

روز عرض. [ زِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روز سان. رجوع به عرض و سان شود. || روز قیامت:
پس بود ظلمات بعض فوق بعض
نی خرد یار و نه دولت روزعرض.مولوی.

فرهنگ فارسی

روزسان.

جمله سازی با روز عرض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس ملامتها که خواهد برد جان نازنین روز عرض از دست جور نفس ناپرهیزگار

💡 صد انفعال رسد عاقبت عروسان را ز موی‌های دروغین به روز عرض جمال

💡 هوا ز گرد سواران چو روی اهل سقر زمین ز بانگ دلیران چو روز عرض نشور

💡 پس بود ظلمات بعضی فوق بعض نه خرد یار و نه دولت روز عرض

💡 اگر دمی به خموشی تو را میسر شد زعمر قسم تو آن است روز عرض جزا