رود تلخ
لغت نامه دهخدا
رودتلخ. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بهمئی سردسیر از بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع در 18هزارگزی جنوب غربی قلعه اعلا مرکز دهستان و 60هزارگزی شرق راه باغ ملک. منطقه کوهستانی است و هوایی سرد دارد. سکنه آن 200 تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصولش غلات و پشم و لبنیات،و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی از قبیل قالی و قالیچه و جاجیم و پارچه بافی است. سکنه از طایفه بهمئی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان بهمئی سردسیر از بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان.
جمله سازی با رود تلخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه رودخانه اصلی با نامهای علاء، رود زرد و رود تلخ در این دشت جاریاند که در طی مسیر باهم ترکیب شده و تشکیل رودخانه رامه رمز را میدهند و درنهایت به رودخانهٔ جراحی میپیوندند و وارد خلیج فارس میشود.
💡 زان نبات ار گرد در دریا رود تلخی دریا همه شیرین شود
💡 حوضه هامون ماشکل در شرق سیستان و بلوچستان و مرز ایران و پاکستان قرار گرفتهاست. چالهٔ اصلی این حوضه، دریاچه هامون ماشکل در پاکستان است. مهمترین رودهای حوضه، رود ماشکل و رود تلخآب هستند. رود ماشکل در جنوب حوضه جریان دارد و شاخهٔ اصلی آن از ارتفاعات بیرگ سرچشمه میگیرد. رود تلخآب نیز از کوه مورپیش در نزدیکی خاش سرچشمه میگیرد و بخشی از مرز ایران و پاکستان را شکل میدهد.