روح و روان

لغت نامه دهخدا

روح و روان. [ ح ُ رَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) جان. روح:
سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست
بده بشادی روح و روان حاتم طی.حافظ.

فرهنگ فارسی

جان روح

جمله سازی با روح و روان

💡 خداوند، زكات را، جهت پاكى روح و روان، و افزايش و بركت رزق و معاش شماقرار داد.

💡 خلاصه اينكه هيچكس انكار نميكند كه حقيقتى بنام روح و روان در ما وجود دارد.

💡 تو یکتا در جهانی، تو چون روح و روانی ز سر تا پا تو جانی، خدای عاشقانی

💡 روح و روان ما بود بنگر به باغ کامروز بر جویبار دیده سرویست بس روانم

💡 دل در هوای وصل تو روح و روان ز شوق کرد او فدای راهت و منّت به جان نهاد

💡 برون شد روشنایی از نظر تا رفت آن دلبر تهی شد قالب از روح و روان تا پا کشید از من

پتو یعنی چه؟
پتو یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز