لغت نامه دهخدا
رهبرد. [ رَ ب ُ] ( اِ مرکب ) زاد سفر. ( گنجینه گنجوی ):
کنون کآمد از آسمان بر زمین
ره آوردش آن بود و رهبردش این.نظامی.
رهبرد. [ رَ ب ُ] ( اِ مرکب ) زاد سفر. ( گنجینه گنجوی ):
کنون کآمد از آسمان بر زمین
ره آوردش آن بود و رهبردش این.نظامی.
زاد سفر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرهٔ جنوبی به دلیل قرار گرفتن در منطقهٔ استراتژیک و رهبردی شرق آسیا بارها مورد توجه و حتی حملهٔ کشورهای همسایه خود از جمله کرهٔ شمالی، چین و ژاپن قرار گرفتهاست.
💡 کی بگلزار حقیقت رهبرد هر بوالهوس کو بیارد صبر کردن بر جفای خوارکی