لغت نامه دهخدا
رنگ ماتم. [ رَ گ ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سیاهی و تیرگی. ( ناظم الاطباء ). رنگ سیاه.
رنگ ماتم. [ رَ گ ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سیاهی و تیرگی. ( ناظم الاطباء ). رنگ سیاه.
سیاهی و تیرگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زدی در رنگ ماتم گاه بر سر گاه بر سینه رساندی ظلم تا حدی که بر خود هم جفا کردی
💡 تا چشم تو ریخت خون عشاق زلف تو گرفت رنگ ماتم
💡 غم برسر غم است، بگریید زار زار صد رنگ ماتم است، بگریید زار زار