لغت نامه دهخدا
رمزشناس. [ رَ ش ِ ] ( نف مرکب ) شناسنده رمز. واقف بر رمز. دقیقه شناس. اشاره شناس. ( آنندراج ). کسی که عالم به رموز باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رمز شود.
رمزشناس. [ رَ ش ِ ] ( نف مرکب ) شناسنده رمز. واقف بر رمز. دقیقه شناس. اشاره شناس. ( آنندراج ). کسی که عالم به رموز باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رمز شود.
شناسنده رمز واقف بر رمز دقیقه شناس اشاره شناس کسی که عالم برموز باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگرچه پاس تو دارم به چشم رمز شناس که آنچه در نظرم بود محتمل کردی