رمانه

لغت نامه دهخدا

( رمانة ) رمانة. [ رُم ْ ما ن َ ] ( ع اِ ) واحد رمان. یکی انار. ( منتهی الارب ). || ناره قبان. ( صحاح الفرس ). سنگ کپان. || ناف و آنچه در اطراف آن است از شکم. ( از اقرب الموارد ). || جای علف در شکم و اندرون چارپایان. ( از اقرب الموارد ). هزارتوی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

واحد رمان یکی انار ناره قبان سنگ کپان

فرهنگ اسم ها

اسم: رمانه (دختر) (عربی) (تلفظ: rommāne) (فارسی: رمّانه) (انگلیسی: rommane)
معنی: دختری که مانند گل انار نرم و لطیف است، یک انار، یک دانه انار

دانشنامه عمومی

رمانه ( به لاتین: Rummanah ) یک روستا در دولت فلسطین است که در استان جنین واقع شده است. رمانه ۳٬۳۷۲ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با رمانه

💡 یکی ز اهل هنر در رمانه نتوان یافت که از زمانه ندارد بدل هزار خراش

💡 در رمانه ز عدل و بخشش تو کس نه مظلوم بیند و نه فقیر

💡 ابو رمانه (به عربی: أبو رمانة) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در دمشق واقع شده‌است. ابو رمانه ۶٬۴۲۱ نفر جمعیت دارد.

💡 ناحیه رمانه (به عربی: الرمانة) یک منطقهٔ مسکونی در عراق است که در استان انبار واقع شده‌است.

💡 من مات و لم يعرف امام رمانه مات ميتة الجاهلية (34)

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز