رستم زال

لغت نامه دهخدا

رستم زال. [رُ ت َ م ِ ] ( اِخ ) رستم پسر زال. رستم پسر زال نوه سام. پهلوان نامی داستان باستانی ایران:
اگر بدیدی حاتم ترا بروز سخا
وگر بدیدی رستم ترا بروز قتال
ز جود نام نبردی هگرز حاتم طی
ز حرب نام نجستی هگرز رستم زال.قطران تبریزی.و فریفتن از مشاهده این حال که رستم زال را امثال آن میسر نبود تعجب نمودند. ( تاریخ جهانگشای جوینی چ لیدن ج 2 ص 173 ). و رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 2 ص 791 و لباب الالباب فهرست ج 1 و تاریخ کرد ص 117 و 120 و تاریخ افضل ص 15،73 و 81، و رستم و رستم دستان شود.

فرهنگ فارسی

رستم پسر زال رستم پسر زال نوه سام

جمله سازی با رستم زال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حریف پنجه این پهلوان مردافکن نه گیو گودرزستی نه رستم زال است

💡 تا به مردیست نام رستم زال تا به رادیست ذکر حاتم طی

💡 بکه سنان فزع تیغ او از آن بیش است کجا بترکستان بوده سهم رستم زال

💡 ده و شش چو شد با بر و یال بود تنش چون تن رستم زال بود

💡 دشمنت گر شود چو رستم زال می نیابد بمکر و دستان بخت

💡 من نه روئین تنم نه رستم زال از چه هر هفته هفتخوان دارم

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز