رخنه دار

لغت نامه دهخدا

رخنه دار. [ رَن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) چاک دار. ( ناظم الاطباء ). شکاف دار. سوراخ دار. || عیب دار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

چاک دار سوراخ دار یا عیب دار

جمله سازی با رخنه دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این تیغ که هم چو ذوالفقار است در دیده چو تیغ رخنه دار است

💡 گر نبودی شاه، دیوار دل من رخنه دار کی سوی صحرای همت منفذی بودی مرا

💡 حصنی که بد چو بیضه فولاد ریخته شد چون جرس ز لشکر جرار رخنه دار