دیسکی

مترادف‌ها

صفحه‌ای، دایره‌ای

لغت نامه دهخدا

دیسکی. [ دَ س َ کی ی ] ( ع اِ )گله بزرگی از شترمرغ و گوسفند. ( از تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

گل. بزرگی از شتر مرغ و گوسفند.

جمله سازی با دیسکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ام‌ای‌سی‌اس ۱–۲۱۲۹ یک کهکشان دیسکی در جهان اولیه است که در سال ۲۰۱۷ توسط تلسکوپ فضایی هابل کشف شد. این کهکشان به عنوان «کهکشان مرده» توصیف شده‌است؛ زیرا تولد ستاره‌های جدید در آن متوقف شده‌است.

💡 قسمت‌های ویژه فیلم ۹۰ دقیقه‌است که در نسخه ۲ دیسکی این فیلم و نسخه ۵ دیسکی محدود لوکس تایتانیک وجود دارد.

💡 کهکشان دیسکی یا کهکشان قرص‌گون کهکشانی است که توسط یک دیسک مشخص می‌شود و حجمی دایره‌ای و مسطح از ستاره‌هاست. این کهکشان‌ها ممکن است شامل یک منطقه مرکزی غیردیسکی (یک برآمدگی کهکشانی) باشند.

💡 بادامک‌های صفحه‌ای یا دیسکی، به‌خاطر سادگی و حجم کم بسیار متداول هستند.

💡 انواع بدون خدمهٔ بشقاب پرنده‌ها موفقیت بیشتری داشته‌اند. سیکورسکی سایفر یک پهپاد است که از پوششی دیسکی‌شکل برای محافظت از تیغه‌های روتور استفاده می‌کند.

💡 سیستم ترمز کاروان سایپا در جلو از نوع دیسکی و در عقب از نوع کاسه ای می‌باشد و از بوستر ترمز دوال دیافراگم بهره می‌برد.

💡 پس از انجام معاینات دقیق پزشکی، مشخص شد که درد کمر شدید او ناشی از مشکلات مربوط به دیسک کمر و فشار بر روی اعصاب است.

💡 ورزشکاران حرفه‌ای باید مراقب سلامت ستون فقرات خود باشند تا دچار آسیب‌های دیسکی نشوند که می‌تواند دوران فعالیت ورزشی آن‌ها را به شدت مختل کند.

💡 او که مدتی است با مشکلات مربوط به دیسک گردن دست و پنجه نرم می‌کند، اکنون باید تمرینات فیزیوتراپی را به صورت منظم و روزانه انجام دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران