دید و بازدید

دید و بازدید

یکی از سنت‌های نوروزی، دید و بازدید یا عید دیدنی است. در این روز، معمولاً ابتدا به دیدار بزرگ‌ترهای خانواده، طایفه و شخصیت‌های علمی و اجتماعی می‌روند. در بسیاری از آن ها، تمامی اعضای خانواده حضور دارند. کتاب‌های تاریخی و ادبی تنها به عید دیدنی‌های رسمی دربارها و امیران و رئیسان اشاره می‌کنند. این عید دیدنی از روزهای ابتدایی فروردین که تعطیل رسمی است، آغاز می‌شود و گاهی تا سیزده فروردین بین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، تا دیروقت ادامه دارد، به ویژه برای کسانی که نمی‌توانند کار روزانه را تعطیل کنند. قبل از رایج شدن مسافرت‌های نوروزی، در شهرها و محله‌هایی که روابط شغلی و همسایگی و روابط چهره به چهره وجود داشت، عید دیدنی های نوروزی به عنوان یک وظیفه کم و بیش الزامی تلقی می‌شد؛ در حالی که بسیاری از آشنایان تنها یک بار در سال، آن هم در ایام نوروز، به خانه یکدیگر می‌روند. توسعه شهرها، افزایش جمعیت، پراکندگی خانواده‌های سنتی، محدودیت‌های شغلی و فرهنگ زندگی در آپارتمان، از جمله عواملی هستند که باعث کاهش آن شده‌اند. به دلیل این چالش‌ها و محدودیت‌های زمانی، بسیاری از خانواده‌هایی که به سفر نمی‌روند، برای دید و بازدیدهای نوروزی، زمان مشخصی را از قبل تعیین می‌کنند. در دید و بازدیدهای نوروزی، سنت بر این است که ابتدا به خانه کسانی مراجعه شود که در نوروز اول، یکی از اعضای خانواده‌شان درگذشته است. خانواده‌های سوگوار علاوه بر برگزاری مراسم در روزهای سوم، هفتم و چهلم، که معمولاً در مسجد انجام می‌شود، در نخستین نوروز پس از فوت، که ممکن است بیش از یازده ماه از آن گذشته باشد، در خانه می‌مانند. در این روز، خانواده‌های نزدیک لباس‌های سیاه را از تن سوگواران درمی‌آورند. مراسم نوروز اول که جنبه نمادین دارد، در عین حال فضایی از دید و بازدیدهای نوروزی را به خود اختصاص می‌دهد و بازدیدکنندگان در این روز به خانواده سوگوار تسلیت نمی‌گویند، بلکه برای آن‌ها آرزوی شادمانی می‌کنند. این رسم بیشتر در شهرهایی برگزار می‌شود که آخرین روز اسفند را به عنوان یادبود درگذشتگان سال سوگواری می‌دانند. هدیه نوروزی یا عیدی دادن به مناسبت نوروز، سنتی کهن است و کتاب‌های تاریخی از پیشکش‌ها و بخشش‌های نوروزی، چه پیش از اسلام و چه بعد از آن، خبر می‌دهند؛ از رعیت به پادشاهان، از پادشاهان به وزیران، دبیران، کارگزاران و شاعران، و از بزرگ‌ترها به کوچک‌ترها، به ویژه کودکان.

لغت نامه دهخدا

دید و بازدید. [ دی دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ملاقاتهای رسمی چنانکه در اعیاد و ورود مسافر و مانند آن. معاشرت و مخالطت و آمد و شد بخانه یکدیگر در اعیاد و امثال آن. دید و بازدیدهای نوروز تجدید عهد دوستی و قرابت با کسان و آشنایان در نوروز. ( یادداشت مؤلف ). دید و وادید. دیدن. وادیدن. دیدن کردن. دیدنی کردن. بملاقات رفتن برای دیدن همدیگر خصوصاً برای دیدن شخصی که قبلاً بخانه او آمده باشد چنانچه بعد از عید برای تهنیت هم میروند. ( آنندراج ) ( بهار عجم ):
چنان دلم ز غم دید و بازدید شکست
که ناخنم بجگر از هلال عید شکست.وحدت.

فرهنگ فارسی

ملاقاتهای رسمی چنانکه در اعیاد و ورود مسافر و مانند آن.

دانشنامه عمومی

دید و بازدید نخستین مجموعه قصه و داستان اثر جلال آل احمد است که سال ۱۳۲۴ منتشر شد. این کتاب ابتدا شامل ده داستان کوتاه بود و در چاپ هفتم دوازده داستان کوتاه را دربردارد. نام کتاب برگرفته از اولین داستان کتاب است.
دید و بازدید شرحی است از دید و بازدیدهای جوانی که در ایام عید نوروز وارد مجلسی می شود و در این مسیر با حوادث جالبی روبه رو می شود.
متن این کتاب مانند سایر آثار جلال آل احمد بسیار روان و ساده است و خواننده را تا انتهای کتاب با خود همراه می کند.
جلال جوان در این مجموعه با دیدی سطحی و نثری طنزآلود اما خام که آن هم سطحی است، زبان به انتقاد از مسائل اجتماعی و باورداشتهای قومی می گشاید.
قلم شیوا و نثر روان و ساده جلال عامل کشش و جاذبه کارهایش است.   او با همین صمیمیت و سادگی در خواننده نفوذ کرده و مخاطبش را تا انتهای داستان با خودش همراه می کند.
برای آشنایی با نثر ساده و صمیمی جلال آل احمد چند سطر از کتاب «دید و بازدید» را با هم می خوانیم: 
«علیک سلام ننه جون ـ عیدت مبارک ـ صد سال به این سال ها! زیر سایه امام زمون، کربلای معلا، نجف اشرف. مگه عیدی بشه و سالی بیاد و بره که این ورا پیدات بشه!  چرا سری به این ننه جونت نمی زنی؟ای بی غیرت، من که با شماها این قدر محبت دارم چرا شما پوست کلفت ها به من محلی نمی ذارین؟ننه جون خیلی خوش اومدی.   چی بگم؟من که بلد نیستم به شما فکلیا بگم:  تبریک ـ چه میدونم تبریک عرض می کنم. »  ما قدیمی ها دیگه کجا این حرفارو بلد می شیم؟  خوب ننه جون بیا این بالا رو تشک بشین، دهنتو شیرین کن....

جملاتی از کلمه دید و بازدید

دید و بازدید یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۶۲ به کارگردانی، نویسندگی حسن عابدی و تهیه‌کنندگی نصرت دستمردی، عباس کبیری می‌باشد که از شبکه یک پخش شد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم