لغت نامه دهخدا
دکاموند. [ دَ م َ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان یوسف وند بخش سلسله شهرستان خرم آباد. سکنه آن 720 تن. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و حبوب و لبنیات است. ساکنین این ده از طایفه یوسف وند هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران 6 ).
دکاموند. [ دَ م َ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان یوسف وند بخش سلسله شهرستان خرم آباد. سکنه آن 720 تن. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و حبوب و لبنیات است. ساکنین این ده از طایفه یوسف وند هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران 6 ).
دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسله شهرستان خرم آباد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکاموند، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سلسله در استان لرستان ایران است.روستای دکاموند از طرف جنوب به کوه بازگیران واز طرف شمال به تپه یال رزی و هفت داره منتهی میشود.هوای ان معتدل میباشد شغل اهالی این روستا کشاورزی و دامپروری می باشد.
💡 دکاموند سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سلسله در استان لرستان ایران است.