لغت نامه دهخدا
دوشنه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ظرفی که در آن شیر دوشند. ( ناظم الاطباء ) ( از لغت محلی شوشتر ) ( از برهان ) ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).
دوشنه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) ظرفی که در آن شیر دوشند. ( ناظم الاطباء ) ( از لغت محلی شوشتر ) ( از برهان ) ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).
=دوشه
( اسم ) ظرفی که در آن شیر دوشند گاو دوش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم این روستا دارای گویشی خاص بوده که بعضی از اصطلاحات آن منحصر به فرد میباشد مانند دینه به معنی ديروز، دوشنه به معنی دیشب و...
💡 روزها در بيم و اميد و اضطراب مى گذشت تا اينكه در صبح روز دوشنه 8 جمادى الثانىسال 1377 ق. آن شعله فروزان و آن چشم هميشه بيدار، پس از 87سال درخشش خيره كننده خاموش شد.