💡 كلمه (نبذ) به معناى طرح و دور انداختن چيزى است و اين كلمه مثلى است كه در موردترك و بى اعتنائى استعمال مى شود همچنانكه درمقابل آن يعنى در مورد اعتناى به امرى و گرفتن و ملازمت آن جمله
💡 تلافى كردن زخمى كه به وسيله كسى وارد مى گردد. اَيْنَعَ الثَّمَر: ميوه رسيد. شادابگرديد. اِخْضَرَّالْجَنابُ: جناب به معنى ناحيه است كنايه است از سرسبز بودن باغاتناحيه كوفه و عراق. جُنْدٌ مُجَنَّد: لشكر آماده. عُذْتُ (متكلم است از عاذَ عَوْذاً): پناه بردنتَرْجُمُونِ (از رَجْم ): دور انداختن.
💡 كلمه (نبذ) به طورى كه راغب گفته به معناى دور انداختن هر چيز حقيرى است كه مورداعتناء نباشد، وقتى مى گويند (نبذه ) يعنى فلان چيز را انداخت، مى رساند كه از جهتحقير شمردن آن را دور انداخت.
💡 کوشش نخستین فیلسوفان برای شناختن جهان، از آن رو از سخنان پیشینیانشان افتراق داده میشود که آنها در تلاش بودند تا از راه مشاهده و تفکر و واقعبینی، با دور انداختن افسانههای دینی و تفسیرهای اساطیری، و بیتوسل به خدایان و افسانهها و نیروهای نامحدود آنان، جهان را بفهمند.
💡 كلمه (نبذ) به معناى طرح و دور انداختن است، و كلمه (يم ) به معناى دريا است، وبقيه الفاظ آيه روشن است، چيزى كه هست بايد نكته اى كه در آن است از نظر دورنداشت، و آن لحن توهين آميز به فرعون و لشكريان او، وهول انگيزى عذابى است كه بر سر آنان آورد.