دهگانی

لغت نامه دهخدا

دهگانی. [ دَ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) نوعی از زر مسکوک که در قدیم رایج بوده. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). نوعی از زر بوده که در قدیم رواج داشته است. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).
دهگانی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) دهقانی و زراعت و کشتکاری و دهکانی. ( ناظم الاطباء ). دهقانی و زراعت کردن. ( برهان ) ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عمل و شغل دهقان
نوعی از زر مسکوک که در قدیم رایج بوده.

جمله سازی با دهگانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهگانان این منطقه، هر چند که اکنون پشتو زبان هستند، اما پیشتر با یکی از گویش‌های زبان فارسی مانند گبری، دهگانی و لغمانی سخن می‌گفتند که رواج این زبان‌ها در منطقه توسط ظهیرالدین محمد بابر، بنیان‌گذار امپراتوری مغولی هند، ثبت شده است. اگرچه این گویش‌ها اکنون منقرض شده‌اند، اما گمان می‌رود که این گویش‌ها شبیه گویش‌های تاجیکی، شغنی و روشانی امروز بوده باشند.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز