دهن خوانی

لغت نامه دهخدا

دهن خوانی. [ دَ هََ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) سرزنش و ملامت. || جرم و گناه. ( ناظم الاطباء ). || الزام دادن. ( غیاث ). تقلید سخن کردن و الزام دادن از روی تحقیر ونواخوانی هم بدین معنی است. ( آنندراج ):
عشق مرا چه غم ز دهن خوانی رقیب
سیماب آتش از دم حداد نشکند.میرزا رفیع واعظ ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سرزنش و ملامت.

جمله سازی با دهن خوانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق مرا چه غم ز دهن خوانی رقیب سیمای آتش از دم حداد نشکند

💡 هیچ پروا ز دهن خوانی بلبل نکنی سخن تلخ، گوارا چو گلاب است ترا

💡 بلبل آتش زبانش حلقه در گوش من است غنچه را کی می رسد با من دهن خوانی کند؟

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز