ده به

لغت نامه دهخدا

ده به. [ دِه ْ ب ِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بخش قیر و کارزین شهرستان فیروزآباد. واقع در 8هزارگزی خاور قیر. سکنه آن 1013 تن می باشد. آب آن از رودخانه قره آغاج و چاه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

دانشنامه عمومی

ده به یا دهبه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قیر و کارزین در استان فارس ایران است.
این روستا در دو کیلومتری شمال شهر کارزین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۲۶۴ نفر ( ۲۹۸خانوار ) بوده است.
دین مردم روستای ده به اسلام و مذهب آنها شیعه 12 امامی می باشد.

جمله سازی با ده به

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خورش ده به گنجشک و کبک و حمام که یک روزت افتد همایی به دام

💡 همه ده به ویرانی آورد روی درختان شده خشک و بی‌آب جوی

💡 ای همچو دیده در خوروی همچو جان گرامی چون از غم تو شادم می ده به شادکامی

💡 جام دردی ده به من، وز من، بجام می، ستان این روان روشن و جامی بده، جانانه را

💡 وزان روی پیوسته شد ده به ده به ده در یکی نامبردار مه

💡 حکم ملک قضاست رضا ده به حکم او هم خیر ازو رسد اگر از وی رسد نکال

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز