دشوار کاری

لغت نامه دهخدا

دشوارکاری. [ دُش ْ ] ( حامص مرکب ) احتیاط. ( زمخشری ).

فرهنگ فارسی

احتیاط.

جمله سازی با دشوار کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبق آمار رسمی تعداد زنان مهاجر که در درون مرزهای کشورهای اتحادیه اروپا به کارهای غیرقانونی اشتغال دارند، ۴۴ درصد و آمار زنان بیکار ۱۹ درصد کل زنان مهاجر در این کشورها است. به این ترتیب زنان مهاجر در درون خانواده به‌علت وابستگی اقامتی به مرد استثمار می‌شوند، در محیط کار از کمی دستمزد و شرایط دشوار کاری در رنج‌اند، و در جامعه به‌عنوان زن مهاجر در مقابل سیاست‌ها و اعمال خشونت‌آمیز نژادپرستانه قرار دارند.

💡 «دشت خاموش» به شرایط دشوار کاری و روابط انسانی پیچیده چند خانواده می‌پردازد که در یک محیط کارگری زندگی می‌کنند.