لغت نامه دهخدا
دشت بر. [ دَ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ارزوئیه بخش بافت شهرستان سیرجان. سکنه آن 185 تن. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
دشت بر. [ دَ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ارزوئیه بخش بافت شهرستان سیرجان. سکنه آن 185 تن. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو دیگر سر و دشت بر هم شکست دگرها چو دیدند آن زور دست
💡 که آمد ز هر سوی آواز جنگ شده دشت بر مور و بر مار تنگ
💡 درختی در آن دشت بر آب کند گشن برگ و شاداب شاخ و بلند
💡 رزان دید بسیار بر گرد دشت بر آن جویبار و رزان بر گذشت
💡 ولی چون در آیند ازین پهن دشت برین پل ضرورت بباید گذشت