دستکرد

لغت نامه دهخدا

دستکرد. [ دَ ک َ ] ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) حاصل کار دست. محصول دست. دست رنج. عمل یدی. مصنوع. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
گفت من دستکرد لاهوتم
قائد و رهنمای ناسوتم.سنائی.|| دسته ٔاره. دستاکرد. ( ناظم الاطباء ). قبضه و دسته اره. دستاگرد. || به معنی قلعه و حصار است که مخفف آن دسکره باشد. ( از آنندراج ). دستکرده. رجوع به دسکره شود.

جمله سازی با دستکرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دن دستکرد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیک‌شهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز