دربن

لغت نامه دهخدا

دربن. [ دِ ب ِ ] ( اِخ ) بندر و شهری است از اتحادیه افریقای جنوبی، دارای 430900 تن سکنه. مرکز معادن زغال سنگ و استخراج آن و فلزکاری است. نام قدیم آن پرت ناتال بوده است.

فرهنگ فارسی

بندر و شهریست در اتحادیه افریقای جنوبی دارای ۴۳٠۹٠٠ تن سکنه. مرکز معادن زغال سنگ و استخراج آن و فلزکاری است.

دانشنامه عمومی

دربن (رومانی). شهر دربن ( به رومانیایی: Darabani ) در شهرستان بوتوشنی در کشور رومانی واقع شده است. جمعیت این شهر ۱۲٬۰۰۲ نفر است.

جمله سازی با دربن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گذشتن مشکل است از ورطهٔ ابرام مطلبها کسی تاکی دربن‌دریا پل از دست دعا بندد

💡 به حکم عجز شک نتوان زدود از انتخاب من دربن دفتر شکست‌گوشهای فرد رامانم

💡 رفیق وحشت من غیر داغ دل نمی‌باشد دربن غربتسرا خورشید تنهاگرد رامانم

💡 منزلت دربن کشور، فرع لاف بی معنیست آدم از بها افتاد، مفت خود فروشان است

💡 تا دربن‌گلزار چون شبنم‌گذر داریم ما باده‌ای در جام عیش از چشم تر داریم ما

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز