در میانه

لغت نامه دهخدا

در میانه. [ دَ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) ( از: در + میان + َه ) در میان. مابین. وسط. میان. خلال: تکبّد، تکبید؛ در میانه آسمان درآمدن آفتاب. ( منتهی الارب ).
- در میانه نهادن؛ با هم ظاهر کردن. مطرح ساختن:
با او چه در میانه نهی از نیاز بحث
از حرف زلف و کاکل او کن دراز بحث.درویش واله هروی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

در میان مابین وسط میان خلال

جمله سازی با در میانه

💡 جایی که خامشان‌، ادب انشای صحبت‌اند آیینه باش‌! پای نفس در میانه نیست

💡 ایرانشهر (بلوچی: یِرانشَهر) یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان است که نام پیشین آن پَهرَه (در فرهنگ فارسی معین به معنی نگهبانی می باشد.) بوده‌است. این شهر در میانه سیستان و بلوچستان ایران قرار دارد.

💡 این تیم که پس از آخرین صعودش از سال ۲۰۱۵ در لیگ برتر حضور دارد معمولاً در میانه جدول قرار می‌گیرد و تا کنون بهترین رتبه‌اش پنجم جدول در سال‌های ۱۹۹۴ و ۲۰۲۰ بوده‌است.

💡 عایشه گفت: کیست که بر در ماست در میانه شب؟ معاذ گفت: أنا خادم رسول اللَّه (ص).

💡 از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند چون قبضه ی کمان دل ما در میانه ماند

💡 وی برای دوره اخیر خبرگان (دورهٔ پنجم: ۱۳۹۴) نامزد شد اما در میانه انتخابات کناره گرفت. علت این کناره‌گیری به دلیل حمایت نکردن جامعتین عنوان شده بود.

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز