لغت نامه دهخدا
درفراز. [ دَ ف َ ] ( ص مرکب ) منزوی. عزلت گرفته. در بروی خلق بسته:
گنج علمند و فضل اگرچه ز بیم
درفراز و دهن بمسمارند.ناصرخسرو.
درفراز. [ دَ ف َ ] ( ص مرکب ) منزوی. عزلت گرفته. در بروی خلق بسته:
گنج علمند و فضل اگرچه ز بیم
درفراز و دهن بمسمارند.ناصرخسرو.
منزوی عزلت گرفته در بروی خلق بسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پا از گلیم خویش مکش کی توان رسید در گرد آنکه بر دو جهان در فراز کرد
💡 آقاخان سوم پس از نزدیک به هفتادو سال امامت، در 11 هم جولای 1957 در سویس چشم از جهان پوشید. پیکر او طبق وصیت خودش در مصر در فراز تپه ی در شهر اسوان و با چشم انداز رود نیل، به خاک سپرده شد.
💡 جبین گشاده به سایل کسی که برنخورد به روی دولت ناخوانده در فراز کند
💡 2- در فراز و نشيب ها، مراقب تبليغات و وسوسه هاى دشمن باشيد، مبادا كم كم به آنان گرايش پيدا كنيد. (ان تطيعوا الّذين كفروا)
💡 در صورتى كه نوشتار زائد، داراى جائى براى رسم اين دو نيم دائره نباشد مى تواندآن دو نيم دائره (پرانتز) را در فراز آغاز و انجام همان عبارت بنويسد و محدوده عبارتساقط و باطل را بدين صورت: (.........) مشخص سازد.
💡 در مدينه منوره،عبدالحميدبن سعيد، خطيب وقت، به هنگام خطبه در فراز منبررسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چنين گفت: ولىّعهد المسلمين على بن موسى بن جعفربن محمد بن على بن الحسين بن على عليه السّلام (192)