در باغی
مترادفها
در گلستان، در چمنزار
لغت نامه دهخدا
در باغی. [ دَ رِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) چیزی که به باغبان دهند گاه ورود به باغ. پولی که برای اذن دخول در باغی میوه دار یا تفرجی دهند. پولی که برای ورود به باغ تفرج یا میوه دهند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
چیزی که به باغبان دهند گاه ورود به باغ.
جمله سازی با در باغی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساختمان موزه ده ضلعی است و در باغی به مساحت ۷۰۰۰ مترمربع قرار دارد. طرحهای در و پنجرههای نفیس که بسیار خوب نگهداری شدهاند، یادآور آثار دوره سلجوقی است.
💡 گشت خط بر گرد آن رخسار چون گلنار سبز همچو در باغی که گردد دامن گلزار سبز
💡 در سال ۱۲۸۴ هـ. ق ناصرالدین شاه که برای زیارت امام رضا به مشهد میرفت در ۲۷ محرم وارد سبزوار شد و در باغی در کوشک منزل کرد. در همین سال نواب پرویز میرزا، حاکم سبزوار ملقب به نیّرالدوله شد.
💡 بیشتر منتقدان برآنند که پریماورا با به تصویر کشیدن الهگان در باغی پر از گل و گیاه، تمثیلی از بهار و زایش است. برخی نیز آن را نمادی از عشق نوافلاطونی دانستهاند.
💡 می شود باز دل تنگ من از چین جبین چوب منع است کلید در باغی که مراست
💡 وصل ار نبود، راه خیال تو نبسته ست باز است به روی دل تنگم، در باغی
💡 در باغی سرسبز و پر از شکوفههای بهاری، پرندگان با آوازهای دلنشین خود صبحگاه مردم را از خواب بیدار میکردند و فضا را پر از نشاط میساختند.
💡 او تصمیم گرفت در باغی آرام و دنج در حاشیه شهر، خانهای کوچک بسازد تا بتواند در آرامش کامل با طبیعت ارتباط برقرار کند.
💡 در باغی که پدرم سالها با عشق نگهداری کرده بود، اکنون درختان میوه به قدری بزرگ شدهاند که سایهای گسترده بر زمین افکنده است.