داهن

لغت نامه دهخدا

داهن. [ هَِ ] ( ع ص ) لحیة داهن؛ ریش چرب روغن مالیده. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

لحیه داهن

جمله سازی با داهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشک ما را پاس ناموس ضعیفی داغ‌کرد ورنه مژگان تا به جیب و داهن ال مقدار نیست

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز