لغت نامه دهخدا
دانه برچیدن.[ ن َ / ن ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) دانه برداشتن. ( آنندراج ). فروگرفتن حبه های حبوب و چینه از زمین یکایک. التقاط. ( منتهی الارب ): نقر؛ دانه برچیدن مرغ. ( دهار ).
دانه برچیدن.[ ن َ / ن ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) دانه برداشتن. ( آنندراج ). فروگرفتن حبه های حبوب و چینه از زمین یکایک. التقاط. ( منتهی الارب ): نقر؛ دانه برچیدن مرغ. ( دهار ).
دانه برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دل خوردن درین بستانسرا صائب قناعت کن که روی مرغ را بر خاک مالد دانه برچیدن
💡 دانه برچیدن روان بودی همان در گلویش دام افتاد آن زمان