لغت نامه دهخدا
داستان فرستادن. [ ف ِ رِدَ ] ( مص مرکب ) نامه یا پیغام فرستادن:
گر ایدونکه باشید همداستان
به رستم فرستم یکی داستان.فردوسی.
داستان فرستادن. [ ف ِ رِدَ ] ( مص مرکب ) نامه یا پیغام فرستادن:
گر ایدونکه باشید همداستان
به رستم فرستم یکی داستان.فردوسی.
نامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس وقتى براى كسى كه قريحه قبول كردن حق را دارد داستان فرستادن باران و زندهكردن زمين بعد از مردنش نقل شود همين داستان براى او آيت و دليلى است بر مساله بعثروز قيامت، و مى فهمد كسى كه بدين وسيله، زمين مرده را زنده كرد مى تواند مردگان راهم زنده كند.