خوی درد

لغت نامه دهخدا

خوی درد. [ خ ِ دَ ] ( اِ مرکب ) بیماری در انگشتان که بتازی داحس گویند. ( ناظم الاطباء ). نام مرضی است و آن چنان باشد که اطراف انگشت پخته شود و چرک کند و گاهی باشد که ناخن بیفتد و آنرا در عربی داحس گویند. ( برهان قاطع ). گوشه. ناخن خواره. درد ناخن. کژدمه. عقربک. کژدمک. میشک. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بیماری در انگشتان که بتازی داحس گویند گوشه ناخن خواره.

جمله سازی با خوی درد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آدم ز خزان چرخ رخ زرد چون لاله ز ژاله در خوی درد

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز