خون گریه به عنوان یک مفهوم عمیق و پرمعنا، به نوعی از احساسات انسانی اشاره دارد که در آن فرد با شدت و عمق عواطف خود مواجه میشود. این حالت معمولاً زمانی رخ میدهد که انسان با مصیبتها، ناکامیها یا فقدانهای بزرگ روبرو میشود و به نوعی درون خود را درگیر میکند. در این شرایط، فرد نمیتواند به راحتی احساساتش را کنترل کند و گریه کردن به عنوان یک واکنش طبیعی و اولیه به این فشارهای عاطفی نمایان میشود. خون گریه تنها یک حالت عاطفی نیست، بلکه به نوعی نمایانگر پیچیدگیهای روحی و روانی انسانهاست. در واقع، این مفهوم میتواند به ما بگوید که زندگی گاهی اوقات بسیار سخت و طاقتفرساست و انسانها با دردها و رنجهایی مواجه میشوند که ممکن است فراتر از توانایی تحملشان باشد. از این رو، خون گریه به نوعی نماد مبارزه با این چالشها و تلاش برای کنار آمدن با دشواریهای زندگی است. این احساسات عمیق و گاهی غیرقابل بیان، میتواند به ما یادآوری کند که همه ما در سفر زندگی خود با موانع و مشکلاتی مواجه میشویم که نیازمند پذیرش و درک عمیقتری هستند. از این منظر، خون گریه نه تنها یک حالت احساسی، بلکه یک فرایند رشد و توسعه روحی است که انسان را به سمت خودآگاهی و درک بهتر از خود و دیگران هدایت میکند.
خون گریه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه خون گریه
خون گریه کند غنچه به دامان گلستان هر گه که به یاد لب خندان تو افتد
خون گریه می کند در و دیار روزگار تا شیشه دل که خدایا شکسته است
من ز سوز هجر او خون گریه کردم روز و شب طاقت دوری ندارم، شاه غمخواران کجاست