لغت نامه دهخدا
خوش گذشتن. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) بشادی گذشتن. بشادی سپری شدن. با شادی طی شدن.
خوش گذشتن. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ ذَ ت َ ] ( مص مرکب ) بشادی گذشتن. بشادی سپری شدن. با شادی طی شدن.
بشادی گذشتن بشادی سپری شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حتى ) را نزد من بفرست، و يوآب، اورياه را نزد او فرستاد. و اورياه نزد وى آمد، و داوداز سلامتى يوآب و از سلامتى قوم و از خوش گذشتن جنگ پرسيد.