خوش فهم

لغت نامه دهخدا

خوش فهم. [ خوَش ْ / خُش ْ ف َ ] ( ص مرکب )بافهم. با فهم صحیح. زودیاب. نیک و تیز در ادراک.

فرهنگ فارسی

با فهم با فهم صحیح

جمله سازی با خوش فهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنگاه از ايشان مى پرسيم: آيا صرفا به خاطر اين كه با معتزله مخالفت كرده باشندجايز است آيات و احاديث را تاءويل كنند، آن هم در جائى كه معتزله نظريه درستى ارائهداده باشند؟ ولى جاى تعجب نيست و از بيمارى تعصب هر چه گفته شود كم است، همينتعصب بود كه باعث شد بسيارى از علماى تيزهوش و خوش فهم به جاى اينكه خودشانرا و امّتشان را از فطانت خود بهرمند كنند، كتابهايشان را وسيله فتنه و گمراهى مردمكردند، به جاى بحث پيرامون حقايق دينى يكسره بهجدال با يكديگر پرداختند.