خوش ذوقی
مترادفها
خوشسلیقگی
متضادها
بیسلیقگی
لغت نامه دهخدا
خوش ذوقی. [ خوَش ْ / خُش ْ ذَ / ذُو ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی خوش ذوق. نیکوذوقی. خوش سلیقگی.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی خوش ذوق نیکو ذوقی
جمله سازی با خوش ذوقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این داستان در دوره چوسان رخ میدهد و روایتگر جوان خوش ذوقی است که ناخواسته بازرس سلطنتی میشود و همچنین دربارهٔ زن مطلقه ایست که در پی یافتن شادی است، آنها با یکدیگر همکار میشوند تا فساد سیاستمداران را پیدا و افشا کنند.
💡 طاهرزاده در سال ۱۲۷۸ خورشیدی به تهران آمد و با جهانگیرمیرزا آشنا شد. جهانگیرمیرزا نوه حسامالسلطنه و جوان خوش ذوقی بود که ویولن مینواخت و در منزلش یک دستگاه حافظ الاصوات (فونوگراف) داشت. سیدحسین طاهرزاده با همراهی ویولن حسامالسلطنه برای اولین بار آثار آوازی خود را با این دستگاه ضبط کرد.
💡 در قسمت شرقی دامنه کوه تپهای وجود دارد که با ۷۰ نهال درخت مزین شده و نزدیک به ۶۰۰ بوته گل نرگس روی آن کاشته شدهاست. رایحه دل انگیز گلها در فصل زمستان میتواند هر گردشگر خوش ذوقی را مجذوب این طبیعت زیبا کند.
💡 انتخابهای او در دکوراسیون داخلی منزل، نشاندهنده خوش ذوقی و دقت نظر بالای او در ترکیب رنگها و چیدمان وسایل هنری در محیط زندگیاش است.
💡 هنرمندانی که دارای خوش ذوقی هستند، میتوانند با استفاده از جزئیات بسیار ظریف، اثر هنری خود را به سطحی فراتر از انتظار مخاطبان و بینندگان خود برسانند.
💡 خوش ذوقی او در انتخاب لباسها و اکسسوریهای مختلف باعث شده است که در هر مراسم رسمی، توجه همگان را به زیبایی و سبک خاص خود جلب کند.