خوربار

لغت نامه دهخدا

خوربار. [ خوَرْ / خُرْ ] ( اِ مرکب ) زنبیلی که در آن خوراکی باشد. || ( ص مرکب ) مناسب و غیرمناسب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زنبیلی که در آن خوراکی باشد یا مناسب و غیر مناسب.

جمله سازی با خوربار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرم‌گین زن اگر با تو دوست بود ا‌وی را به زنی‌، بر زیرک‌مرد دانا ده‌، چه زیرک و دانامرد همانا چنانچون زمین نیکوست که تخم بر وی پراکنده و گونه گونه خوربار از وی برآید.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز