کلمهی «خودشکن» در زبان فارسی به معنای فردی است که از فروتنی، تواضع و ریاضت نفس برخوردار است و خویشتن را در برابر غرور و تکبر میشکند. این واژه نشاندهنده شخصیتی است که خودپسندی و خودبرتربینی را کنار گذاشته و با فروتنی و تواضع، رفتار و کردار خود را اصلاح میکند. «خودشکن» همچنین میتواند اشاره به کسی داشته باشد که با تمرین و ریاضت اخلاقی، نفس خود را کنترل کرده و از تکبر، خودخواهی و خودستایی دوری میگزیند. در متون ادبی، این صفت ارزشمند است و به فضیلتی اخلاقی اطلاق میشود که فرد را از خودمحوری و خودپرستی دور میکند و جایگاه او را در نگاه دیگران و نزد خداوند ارتقا میدهد. از نظر معنایی، «خودشکن» با مفاهیمی چون فروتن، تواضعکننده، ریاضتکشنده نفس و متواضع همخانواده است و بیانگر شخصیت انسانی است که با شکستن غرور و خودبرتربینی، به فضایل اخلاقی دست مییابد. به این ترتیب، این واژه تصویری از فردی ارائه میدهد که با فروتنی و خودکنترلی، نفس خود را مهار کرده و رفتار و منش خود را به سمت کمال اخلاقی هدایت میکند.
خودشکن
لغت نامه دهخدا
خودشکن. [ خوَدْ / خُدْ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) کسی که از فروتنی خویشتن را شکند. ( آنندراج ). فروتنی کننده. ( غیاث اللغات ). آنکه نفس را بفروتنی ریاضت کند ( یادداشت مؤلف ):
ندارد استخوان خودپرستان مغز آگاهی
جهان پوچ را گر مست مغزی خودشکن دارد.صائب ( از آنندراج ).در همه روی زمین میشود انگشت نمای
هرکه چون مه بتمامی شود از خودشکنان.صائب ( از آنندراج ).
جمله سازی با خودشکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمال مردی ومردانگی است خودشکنی ببوس دست کسی را که این صنم شکند
💡 مشو چو طرف کلاه از شکست خود غافل که هست خودشکنی زینت سرافرازان
💡 نیست جز تو خودشکنی دامن اقبال بلند آخر ای مشت غبار این همه پرواز چرا
💡 مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد کم است ریزش خون تیغ را ز ریزش دم