خوب رای

لغت نامه دهخدا

خوب رای. ( ص مرکب ) خوش رأی. نکورأی. نیکورأی:
چنان کرد گنجور کارآزمای
که فرموده شاهنشه خوب رای.نظامی.هزار آفرین بر زن خوب رای
که ما را بمردی شود رهنمای.نظامی.

فرهنگ فارسی

خوش رای نکو رای

جمله سازی با خوب رای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان کرد گنجور کار آزمای که فرمود شاهنشه خوب رای

💡 هزار آفرین بر زن خوب رای که مارا به مردی شود رهنمای

💡 اگر جنگ او را نداری تو پای بسازیم با او یکی خوب رای

💡 بدو گفت پیران که ای خوب رای بران رو که اندیشه آرد بجای

💡 گشادش زبان ورقهٔ خوب رای که ای دختر عم، به حق خدای

💡 قصّه بر شاه داشت بار دگر خواست از شاه خوب رای نظر

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز