خواب نادیده
لغت نامه دهخدا
خواب نادیده. [ خوا / خا دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از کودک نابالغ. ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). بحد مردان یا زنان نرسیده. نابالغ. صغیر. محتلم نشده. ( یادداشت مؤلف ):
ریدکان خواب نادیده مصاف اندر مصاف
مرکبان داغ ناکرده قطار اندر قطار.فرخی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) نا بالغ کودک خواب نا دیده.
جمله سازی با خواب نادیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل بدین آرزوی بی پایان خواب نادیده میکند تعبیر
💡 در پرده مشو ز مردم دیده من کو طفل وشیست خواب نادیده هنوز
💡 خواب نادیده می کنم تعبیر خویشتن را به کوی او دیدن
💡 فتنه از بیم بخت بیدارت شب فترت به خواب نادیده
💡 چون نیاید به نظر حسن لطیفی که تراست خواب نادیده چه تعبیر توانم کردن؟
💡 خواب نادیده و ناگفته به من لطف تو داد آنکنیزیکه شبیهش نبود از اشباه