لغت نامه دهخدا
خندیدنی. [ خ َ دی دَ ] ( ص لیاقت ) لایق خندیدن. سزاوار خندیدن. مضحک.
خندیدنی. [ خ َ دی دَ ] ( ص لیاقت ) لایق خندیدن. سزاوار خندیدن. مضحک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشویی گر به شبنم گرد راه این غریبان را چو گل بر روی مرغان چمن خندیدنی دارد
💡 به چشم عبرت اوضاع جهان گر، دیدنی دارد به روز خویشتن چون صبح هم خندیدنی دارد
💡 به هر عنوان تسلی می دهد دل را اسیر او خیال گریه چون زور آورد خندیدنی دارد
💡 مخند شاه به زرهای زعفرانی رنگ به جان تو که به خندیدنی نمیارزد
💡 به این جرات تلاش خلق و شوخیهای تدبیرش به خود خندیدنی دارد جنون جولانی لنگی
💡 به وضع دستگاه غنچهام خندیدنی دارد فراهم میکنم صد زخم تا ریزم نمکدانی