خلف بانو
لغت نامه دهخدا
خلف بانو. [ خ َ ل َ ] ( اِخ ) خلف بن احمد محمدبن خلف بن لیث صفاری. رجوع به چهارمقاله نظامی عروضی و ذیل خلف بن احمد آخرین پادشاه صفاری شود.
فرهنگ فارسی
خلف بن احمد محمد بن خلف بن لیث صفاری.
جمله سازی با خلف بانو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابوالحسن علی بن جولوغ سیستانی معروف به فَرُّخی سیستانی از شاعران نامدار پارسیگوی سدهٔ پنجم قمری است که در سبک خراسانی میسرود. او علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت. فرخی را پدر قصیدهٔ فارسی عنوان دادهاند. پدر فرخی از ملازمان امیر خلف بانو آخرین امیر صفاری بود. وی در مصرع «من قیاس از سیستان آرم که آن شهر من است» به سیستانی بودنش تصریح کرده است.
💡 در برخی روایتهای تاریخی، نام خلف بانو به عنوان شخصیتی تأثیرگذار در میان خانوادههای اشرافی دوران باستان ذکر شده است.
💡 محققان با بررسی اسناد قدیمی سعی دارند نقش خلف بانو را در تحولات اجتماعی و سیاسی آن منطقه خاص بازسازی کنند.
💡 داستان زندگی خلف بانو در متون ادبی قدیمی با جزئیاتی بسیار زیبا و شاعرانه روایت شده است که خواننده را کاملاً مجذوب میکند.