خشم خوردن
مترادفها
عصبانی شدن، خشمگین شدن
متضادها
آرام شدن، خونسرد بودن
لغت نامه دهخدا
خشم خوردن. [ خ َ / خ ِخوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) غیظ خود را فروبردن. کظم غیظ کردن. عصبانیت خود را فرونشاندن:
از راستی تو خشم خوری دانم
بر بام چشم سخت بود آژخ.کسائی مروزی.
فرهنگ فارسی
غیظ خود را فرو بردن کظم غیظ کردن
جمله سازی با خشم خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خشم خوردن پیشهٔ هر سرور است تلخ باشد؛ از شکر شیرینتر است
💡 خشم خوردن بیمورد در محیطهای کاری میتواند باعث از بین رفتن تمرکز و ایجاد تنشهای غیرضروری میان همکاران و مدیران شود.
💡 او همیشه سعی میکند کنترل خود را حفظ کند تا از خشم خوردن و واکنشهای تند که ممکن است پشیمانی بیاورد، دوری کند.
💡 خشم خوردن مداوم از کوچکترین مسائل زندگی، سلامت روان و سلامت جسمانی فرد را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و آرامش را سلب میکند.