لغت نامه دهخدا
خشم خوردن. [ خ َ / خ ِخوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) غیظ خود را فروبردن. کظم غیظ کردن. عصبانیت خود را فرونشاندن:
از راستی تو خشم خوری دانم
بر بام چشم سخت بود آژخ.کسائی مروزی.
خشم خوردن. [ خ َ / خ ِخوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) غیظ خود را فروبردن. کظم غیظ کردن. عصبانیت خود را فرونشاندن:
از راستی تو خشم خوری دانم
بر بام چشم سخت بود آژخ.کسائی مروزی.
غیظ خود را فرو بردن کظم غیظ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خشم خوردن پیشهٔ هر سرور است تلخ باشد؛ از شکر شیرینتر است