کلمه «خراف» در لغت عربی و فارسی به معنای «چیدن میوه» است و در متون قدیمی برای اشاره به زمان یا عمل برداشت میوه به کار رفته است. این واژه در برخی متون با شکل «خَرف» یا «مخرف» نیز ذکر شده و کاربرد آن بسته به زمینه متفاوت است. علاوه بر معنای برداشت میوه، «خراف» گاهی به معنای اقامت کردن گروه یا قومی در فصل خاصی از سال، یعنی فصل خریف، نیز به کار رفته است. همچنین در منابع تاریخی و لغوی، «خراف» میتواند اشارهای به بارش باران خریف یا باران نخست زمستان داشته باشد. به طور خلاصه، «خراف» عملی یا زمانی است که مربوط به برداشت میوه یا اقامت در فصل خریف و همچنین برخی شرایط طبیعی مانند بارش باران است.
خراف
لغت نامه دهخدا
خراف. [ خ ِ ] ( ع اِ ) هنگام میوه چیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). رجوع به خَراف در این لغتنامه شود.
خراف. [ خ ِ / خ َ ] ( ع مص ) چیدن میوه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). خَرف. مخرف. || اقامت کردن قومی در فصل خریف. خرف. مخرف. || باریدن باران خریف و باران نخست در اول زمستان. ( منتهی الارب ). خرف. مخرف.
فرهنگ فارسی
چیدن میوه یا اقامت کردن قومی در فصل خریف.
جمله سازی با خراف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوم اینکه روابط علّی معلولی خرافی و غیرعقلانی جزئی از روایات شیعه است.