خجلت ناک
مترادفها
خجالتی، کمرو، شرمنده، حیا کننده
لغت نامه دهخدا
خجلت ناک. [ خ ِ ل َ ] ( ص مرکب ) خجلت زده. شرمسار. شرمگین. شرم زده. شرمگن:
بپذیرفت چون از تلخی
اندکی گشته بود خجلت ناک.عرفی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خجلت زده شرمسار
جمله سازی با خجلت ناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بپذیرفت چون از آن تلخی اندکی گشته بود خجلت ناک
💡 رفتار بیادبانه و تند آن مدیر در جلسه رسمی، اتفاقی بسیار خجلت ناک بود که باعث شد تمام حاضران با احساس ناخوشایندی از اتاق خارج شوند.
💡 اشتباهات مکرر و ناشیانه تیم در دقایق پایانی مسابقه، نتیجهای بسیار خجلت ناک داشت که باعث ناراحتی شدید هواداران و ورزشکاران در سراسر کشور شد.
💡 انتشار اطلاعات نادرست و بیاساس توسط آن رسانه، اقدامی بسیار خجلت ناک بود که اعتبار آن مجموعه را در میان مخاطبان و جامعه به شدت خدشهدار کرد.