خجلت زده

لغت نامه دهخدا

خجلت زده. [ خ ِ ل َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) شرمسار. ( ناظم الاطباء ). شرمنده. خَجِل. شرم زده. مجازاً خفیف شده. پست شده. سرافکنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شرمسار خجل.

جمله سازی با خجلت زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خجلت زده بیرون رفت سیل ازدل ویرانم ز اسباب تعلق پاک ویرانه چنین باید

💡 خجلت زده استاد سرافکده و خاموش چندانکه مرا خجلتش از خویش رضا کرد

💡 تا صبا نافه زچین سرو زلفش بگشود مشک خجلت زده در طبله عطار برفت

💡 یاقوت ز شرم لب رنگین سخن تو چون چهره خجلت زده هر لحظه به رنگی

💡 دیدم بتو خویش را، تو خود من بودی خجلت زده‌ام کز تو نشان می‌جستم

پایوران یعنی چه؟
پایوران یعنی چه؟
گدازه یعنی چه؟
گدازه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز