لغت نامه دهخدا
خاطر سپردن. [ طِ س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) دل باختن. علاقمند شدن:
گرت هزاربدیعالجمال پیش آید
ببین و بگذر و خاطر به هیچ یک مسپار.سعدی.- به خاطر سپردن؛ بیاد سپردن. حفظ کردن. فراموش نکردن.
خاطر سپردن. [ طِ س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) دل باختن. علاقمند شدن:
گرت هزاربدیعالجمال پیش آید
ببین و بگذر و خاطر به هیچ یک مسپار.سعدی.- به خاطر سپردن؛ بیاد سپردن. حفظ کردن. فراموش نکردن.
دلباختن علاقمند شدن
💡 این روشها شامل چندین الگوریتم انجام محاسبات است که فرد با به خاطر سپردن آنها قادر خواهد بود محاسبات پایه ریاضی را به سرعت انجام داده و بدون طی مراحل میانی به صورت مستقیم به جواب برسد.
💡 گوگل در سرویس رایانامه خود تغییری صورت دادهاست که امکان کنترل فهرست تماسها را برای کاربرانش فراهم میکند. پیش از این جیمیل نشانی همه رایانامههای جدید را به صورت خودکار به فهرست تماسهای کاربر افزوده میکرد. این کار به به نشانیهای رایانامه اجازه میداد که به هنگام نوشتهشدن یک پیام جدید به صورت خودکار کامل شده و کاربران را از به خاطر سپردن آنها یا جستجو در فهرست تماسهایشان آسوده میکرد.
💡 مهارتهای مطالعه عبارتند از مجموعهای از مهارتهای مطالعه که در سازماندهی و به دست آوردن اطلاعات جدید، حفظ اطلاعات، یا برپایی آزمون نقش دارند. این روشها عبارتند از یادیارها و نکته برداری که در به خاطر سپردن لیستی از اطلاعات، خواندن مؤثر و تمرکز کردن کمک میکنند.